چگونه خط روند رسم کنیم؟ رسم خط روند
استفاده از خطوط روند، یکی از پرکاربردترین روشهای شناسایی نقاط حمایت و مقاومت در نمودار است. اما شیوه ترسیم درست خط روند، هنوز برای بسیاری از معامله گران سوال برانگیز است. در این مقاله به سراغ ماهیت خط های روند و روش رسم آنها میرویم تا پس از مطالعه آن بتوانید محتملترین کف و سقفهای نمودار را شناسایی کرده و معاملات پرسودی را تجربه کنید.
نحوه رسم خط روند
خط روند، یک ابزار ترسیم نموداری دینامیک است. این خط از اتصال نقاط چرخش قیمت در نمودار تشکیل میشود. در تحلیل تکنیکال از خط روند برای تشخیص نقاط احتمالی واکنش بازار استفاده میکنند. این خطوط بر اساس شرایط بازار و نمودار میتوانند خاصیت حمایتی یا مقاومتی داشته باشند. در واقع خط روند، حمایت یا مقاومت به صورت افقی مورب است. این روش برای معامله گران نقش حیاتی دارد چون به آنها در تشخیص نقاط مهم عرضه و تقاضا – که میتوانند عامل تغییر مسیر بازار و شکلگیری روند جدید باشند – کمک میکند. تصویر زیر را مشاهده کنید:
نمودار فوق متعلق به قیمت سهام شرکت «دارو رازک» است. در این تصویر خط روند ماهیت صعودی داشته و نقش حمایتی دارد. همان گونه که در تصویر مشخص شده، طی روند صعودی بر اساس این خط، معامله گران حداقل یک فرصت خرید مطمئن داشتهاند. در نمودار زیر شرایط دیگری برقرار است.
خط روند در نمودار فوق از نوع نزولی بوده و خاصیت مقاومتی دارد. تفاوت دو نمودار در این است که حالت اول برای معامله گران، موقعیت معاملاتی خرید فراهم میکند و حالت دوم در بازارهای یک طرفه مثل بازار سهام ایران، فرصت خروج از سهم در سقفهای قیمتی و در بازارهای دو طرفه مانند بازار جهانی موقعیت معاملاتی فروش را مهیا میکند.
چگونه خط روند را درست رسم کنیم؟
تا اینجای مقاله، سعی ما بر این بود تا تعریف مناسبی از مفاهیم اولیه و کاربرد خطوط روند بیان کنیم. در این مرحله، شیوه ترسیم درست آنها را خواهیم آموخت. اساسیترین مفهوم در مورد رسم این خط، وجود حداقل دو نقطه برای ترسیم یک خط روند است. به عبارت دیگر خط روند از اتصال حداقل دو کف یا سقف قیمت در نمودار تشکیل میشود. به مثال زیر به دقت توجه کنید.
نمودار بالا مربوط شرکت فولاد مبارکه اصفهان در دوره زمانی هفتگی است. آخرین شمع قیمتی نشان داده شده در مربع با پوشش شمعهای قیمتی خنثی پیشین دقیقا روی خط روند صعودی، برای دو دسته از معامله گران نوید بخش است. دسته اول کسانی هستند که سهم را در قیمتهای پایین خریداری کرده و پس از مدتی ادامه روند در کانال نزولی روند اصلاحی نزولی، در مورد ادامه صعود مردد بودهاند که پس از وقوع این اتفاق معمولا سهام خود را حفظ میکنند. دسته دوم معاملهگرانی هستند که منتظر فرصت مناسب و کم ریسک برای ورود به سهم بودهاند تا با موج صعودی جدید همراه شوند. بیشتر این افراد، پس از بسته شدن شمع قیمتی نمودار هفتگی و مطمئن شدن از قدرت صعودی بازار، وارد موقعیت خرید میشوند.
نکتههایی مهم در مورد دوره زمانی نمودار
خطوط روند ترسیم شده در دورههای زمانی بالاتر معمولا قدرت بیشتری دارند. به همین دلیل، بهتر است که همیشه از نمودارهای طولانی مدت، مثلاً نمودار هفتگی تحلیل خود را شروع کرده و به صورت پلهای دوره زمانی نمودار را کاهش دهید. همیشه خط روندی را بیابید که بیشترین تعداد برخورد را داشته و ضمن این برخوردها از بدنه شمعهای قیمتی نیز عبور نکرده باشد. همواره از ترسیم خط روندی که از بدنه شمعهای قیمتی عبور کرده باشد، بپرهیزید. زیرا اینگونه موارد فاقد هرگونه ارزش تحلیلی خواهند بود. بسیاری از معامله گران معتقد هستند که نمودار روزانه، بهترین دوره زمانی ممکن برای تحلیل روند بازار است. زیرا ماهیت زمانی آن به طور محض بلند یا کوتاه مدت نیست و بر این اساس میتوان دوره زمانی معقولی را به همراه جزئیات مهم آن مشاهده و تحلیل کرد. همچنین زمان طی شده بین نقاط اولیه تشکیل خط روند – حداقل دونقطه – مهم است و هر چه بازار طی دوره طولانیتری به آن واکنش دهد، بدون شک اهمیت بیشتری پیدا میکند. در مورد دوره زمانی نمودار، نکتهای بسیار با اهمیت وجود دارد؛ بهتر است معامله گران برای افزایش اعتبار تحلیلها و معاملات کم ریسکتر از تکنیک تحلیل چند زمانی استفاده کنند. مثلا برای معامله بر اساس یک خط روند صعودی در نمودار هفتگی، بهتر است در مواقع اصلاحی یا بر اساس خطوط روند همپوشان در نمودار روزانه، معامله کنید.
شمعهای قیمتی و خطوط روند
یکی از مهمترین سوالاتی که هنگام ترسیم برای معامله گران پیش میآید این است که باید بر اساس کدام ناحیه – قیمت باز و بسته شدن یا بیشترین و کمترین – از شمعهای قیمتی، خط روند مد نظرشان را رسم کنند! پاسخ این سوال به شرایط نمودار و دیدگاه تحلیلگر بستگی دارد. به طور کلی، خط روندی که کاملا منطبق بر نقاط بالا و پایین یا باز و بسته شدن شمعهای قیمتی باشد، در مواقع نادر شکل میگیرد. به عبارت سادهتر، قاعده خاص و تثبیت شدهای در این زمینه وجود ندارد و هر فرد میتواند طبق دیدگاه و تجربههای شخصی خود از آنها استفاده کند. در این زمینه معامله گران فقط باید بر عدم تقاطع خط و بدنه شمعهای قیمتی تمرکز کنند.
دست و پنجه نرم کردن با خط روند تنظیم شده!
این موضوع شاید بزرگترین مشکل افراد حین رسم خطوط روند باشد که در اصطلاح به آن «تنظیم اجباری منحنی» میگویند. این حالت زمانی اتفاق میافتد که فرد از روی تعصب نسبت به شرایط نمودار، به درستی یک ناحیه ایمان آورده و بر اساس تصورات ذهنی غلط شروع به رسم و تنظیم خطوط میکند. مهمترین نکته در ترسیم خطوط و سطوح حمایت و مقاومت این است که همواره بهترین نقاط بازگشت در نمودار، واضحترین آنها هستند. بنابراین اگر یک خط روند به اندازه کافی منطبق بر قوانین تحلیل نموداری نیست، بهتر است به سراغ ابزار یا الگوی دیگری بروید یا دست نگه دارید تا موقعیت مناسبی فراهم شود.
چگونه با استفاده از خطوط روند، معامله کنیم؟
به طور کلی برای معامله بر اساس این ابزار تحلیل فنی دو روش عمده وجود دارد. حالت اول زمانی است که قیمت، روند مشخصی را طی کرده و این خطوط نقش حمایتی یا مقاومتی مطلق دارند که در این مواقع معامله گران با توجه به روند جاری بازار، هنگام لمس خط روند حمایتی توسط قیمت، وارد موقعیت خرید میشوند. در حالت معکوس از آن به عنوان فرصتی برای خروج از معامله بازارهای یک طرفه مثل سهام تهران استفاده میکنند. حالت دیگر زمانی است که توسط شمعهای قیمتی شکسته شوند و قیمت بالاتر یا پایینتر از آنها بسته شود که در این صورت خط روند خاصیت معکوس پیدا کرده و در اصطلاح به سطوح اتفاق تبدیل میشوند. مثلا خط روند نزولی که نقش مقاومت داشته پس از شکست به یک خط حمایتی تبدیل میشود و اکثر معامله گران منتظر میمانند تا قیمت به خط روند بازگردد و در آنجا وارد یک معامله کم ریسک میشوند. در این زمینه به نمودار شرکت داروسازی جابر ابن حیان توجه کنید.
به طور خلاصه باید همیشه به دنبال خط روندی باشید که حداقل ۲ تا ۳ برخورد داشته و از بدنه شمعهای قیمتی عبور نکرده باشد. به عبارت دیگر، هرچه خط روند ایده التر، اعتبار بیشتر و در نتیجه، بازدهی معاملاتی شما بیشتر خواهد بود. این روش معاملاتی بدون شک یکی از بهترین روشها برای شکار حرکتهای بزرگ بازار با کمترین ریسک ممکن است. امیدواریم مطالعه این مقاله برای شما مفید بوده باشد.
بیت کوین به روند نزولی خود ادامه خواهد داد؟
بیت کوین طی دو ماه اخیر در محدوده الگوی کانال صعودی خود نوسان میکرد. کانال صعودیای که پیدایش آن با شناسایی کف قیمتی در محدوده 17600 دلار همراه بود. کانالی که منجر به رشد بیت کوین تا سطح 25 هزار دلار هم شد، اما حالا به نظر میرسد که با شکست الگو در حال ریزش به کف پایینتری است. بیت کوین در روزهای گذشته با روند نزولی جدیدی که آغاز کرده، کانال صعودی خود را رو به پایین شکسته و خارج از محدوده الگو در حال نوسان میباشد. همانطور که در تصویر پیداست، نمودار همچنان روند ریزشی میانمدت خود را حفظ کرده است. پیشبینی ما این است که شکست الگو منجر به ریزش تا هدف حداقلی 16500 دلار خواهد شد. اگر قیمت در این سطح حمایت شود، میتوان انتظار داشت بیت کوین با آغاز یک روند صعودی قدرتمند به سقف قیمت 32 هزار دلار بازگردد.
استراتژی های معاملاتی خرید و فروش سهام
بسیاری افراد معتقد هستند که به هیچ وجه نباید خلاف جهت جریان آب شنا کرد. این افراد اگر به دنیای معامله گری وارد شوند به طور قطع جزء آن دسته از معامله گرانی می شوند که به فلسفه “روند دوست ما است و هرگز نباید در خلاف جهت روند معامله گرفت” ایمان دارند. اما عده ای دیگر به این موضوع معتقد نیستند. از این رو، براساس این دو شخصیت متفاوت، می توان دو نوع از استراتژی های معاملاتی در نظر گرفت؛ یعنی استراتژی معامله گری در جهت روند (Trend Trading) و استراتژی معامله گری در خلاف جهت روند (Countertrend Trading).
★ انجام معامله در جهت روند
معامله گری در جهت روند که آن را پیروی از روند نیز می نامند، یک نوع استراتژی معاملاتی در تحلیل تکنیکال است که قصد دارد با استفاده از تحلیل حرکت قیمت در یک جهت خاص سود به دست آورد. ریچارد دانکیان را پدر استراتژی پیروی از روند می نامند اما این استراتژی زمانی محبوبیت یافت که ریچارد دنیس و ویلیام اکهارت، آن را به گروهی معامله گر تازه کار آموختند و نام آن گروه را لاکپشت ها نهادند. معامله گران پیرو روند زمانی به پوزیشن های خرید وارد می شوند که روند صعودی بوده و بازار دائماً در حال ایجاد سقف های جدید باشد و هنگامی وارد پوزیشن های فروش می شوند که روند نزولی بوده و بازار به طور پیوسته در حال ایجاد کف های جدید باشد.
✔ مفهوم بازگشت قیمت در معامله گری در جهت روند
در استراتژی های معاملاتی پیروی از روند فرض بر این است که قیمت همچنان به روند کنونی خود ادامه می دهد و هر گونه نشانه ای از سیگنال بازگشت، معامله گر را مجبور می کند تا پوزیشن خود را ببندد. همه معامله گران از جمله معامله گران کوتاه مدت، میانمدت و بلندمدت می توانند از این استراتژی بهره ببرند. صرف نظر از تایم فریم انتخابی، معامله گر تا زمانی در معامله می ماند که متوجه علائم بازگشت روند شود. هر چند، بازگشت قیمت برای تایم فریم های مختلف در زمان های متفاوت رخ می دهد. بنابراین نقطه خروج از معامله برای یک معامله گر پیرو روند، نقطه بازگشت روند است.
✔ استراتژی های معاملاتی انجام معامله در جهت روند
برای معامله در جهت روند، استراتژی های معاملاتی مختلفی وجود دارد:
✰ میانگین های متحرک: در این استراتژی از دو میانگین متحرک با دوره های زمانی مختلف کمک می گیریم. زمانی وارد معامله خرید می شویم که میانگین متحرک کوتاه مدت میانگین متحرک بلندمدت را به سمت بالا قطع کند و زمانی وارد معامله فروش می شویم که میانگین متحرک کوتاه مدت میانگین متحرک بلندمدت را به سمت پایین قطع کند.
✰ اندیکاتورهای نشان دهنده مومنتوم: در این استراتژی زمانی که قیمت سهام دارای حرکت قوی است وارد معامله خرید و زمانی که حرکت ضعیفی دارد، وارد معامله فروش می شویم. اغلب می توانیم از اندیکاتور MACD کمک بگیریم.
✰ الگوهای نموداری و خطوط روند: با کمک این استراتژی زمانی که روند در حال افزایش است وارد معامله خرید می شویم و حد ضرر را زیر خط حمایت کلیدی قرار می دهیم. بدین ترتیب زمانی که روند قیمت معکوس می شود می توانیم با سود از معامله خارج شویم. در مورد الگوهای نموداری نیز باید گفت که در این استراتژی معامله گران از الگوهای ادامه دهنده روند استفاده می کنند.
بسیاری از اوقات معامله گران پیرو روند از ترکیبی از استراتژی های معاملاتی فوق استفاده می کنند. یک معامله گر ممکن است برای تأیید شروع یک روند جدید به دنبال شکست کانال باشد، اما زمانی وارد معامله شود که میانگین متحرک کوتاه مدت میانگین متحرک بلندمدت را به سمت پایین قطع کند و حرکت نزولی قوی ایجاد شود. البته برای کسب حداکثر بازده، بهتر است که استراتژی های معامله در جهت روند را با تکنیک های مدیریت ریسک همراه کرد.
ذکر این نکته ضروری است که درست است ترکیب روش های فوق اطمینان بیشتری در معامله گر ایجاد می کند، اما تحلیل براساس خطوط روند نوعی تحلیل قدرتمند است که معامله گران می توانند تنها با استفاده از آن سودهای خوبی از بازار کسب نمایند. از این رو، در ادامه کمی راجع به خطوط روند صحبت می کنیم.
✔ تحلیل تکنیکال براساس خطوط روند
جریان قیمتی رو به بالا یا رو به پایین را روند گویند و در تعریفی کلی برآیند حرکات قیمت در بازار را روند می نامند. تحلیل روند بر این اصل استوار است که آنچه در گذشته اتفاق افتاده در آینده نیز رخ خواهد داد. در واقع روشی است که سعی دارد با داده های کنونی قیمت و روند، حرکت آینده قیمت را پیش بینی کند. سه نوع روند در بازار قابل مشاهده است؛ روند صعودی، نزولی و خنثی.
✔ روند صعودی و روند نزولی چیست ؟
هنگامی که قیمت ها رو به افزایش باشند، مجموع حرکات صعودی و نزولی، روندی با شیب مثبت را ایجاد می کند که به آن روند صعودی می گوییم. در روند صعودی هر کفی که ایجاد می شود بالاتر از کف قبلی و هر سقفی که ایجاد می شود بالاتر از سقف قبلی است. وقتی قیمت ها رو به کاهش هستند نیز روندی با شیب منفی ایجاد می شود که به آن روند نزولی گفته می شود و در آن هر سقف پایینتر از سقف قبلی و هر کف پایینتر از کف قبلی است.
✔ رسم خط روند
برای رسم خط روند صعودی به حداقل دو کف قیمت (باید دومی بالاتر از اولی باشد) نیاز داریم که با متصل کردن آنها به یکدیگر می توان این نوع خط روند را رسم نمود. در مورد رسم خط روند نزولی نیز عکس این قضیه صادق است. یعنی برای رسم خط روند نزولی به حداقل دو سقف قیمت نیازمندیم.
✔ رسم کانال قیمت
کانال قیمت را از آن جهت رسم می کنیم تا بدانیم محدوده حرکات قیمت به چه شکل خواهد بود و با شکست کانال یا برگشت قیمت به درون آن سیگنال های لازم برای ورود به معامله یا خروج از آن را دریافت کنیم. همانند خطوط روند صعودی و نزولی، دو کانال صعودی و نزولی را می توانیم رسم کنیم. کانال صعودی، کانال قیمتی است که شیب مثبتی دارد و با استفاده از دو خط روند موازی رسم می شود. برای این کار، به موازات خط روند صعودی، خطی را رسم می کنیم که سقف ها را در بر بگیرد. کانال نزولی نیز شیبی منفی دارد و حاکی از ریزش قیمت هاست و برای رسم آن، به موازات خط روند نزولی، خطی را می کشیم که کف ها را در بر بگیرد.
✔ شکست کانال صعودی و نزولی
همان گونه که پیشتر بیان شد شکست کانال می تواند به منزله سیگنالی برای ورود به معامله باشد. چرا که حکایت از تغییر روند دارد. به طور مثال، در کانال صعودی اگر قیمت به خط پایینی کانال برخورد کند و آن را بشکند می توان وارد معامله فروش شد. اگرچه، برخی از معامله گران منتظر می مانند تا پولبک ایجاد شود. به هر جهت حد سود را می توان به اندازه عرض کانال در نظر گرفت.
✔ بازگشت قیمت به داخل کانال
این حالت نیز می تواند سیگنالی برای ورود به معامله باشد. برای مثال همانند شکل زیر، در کانال صعودی اگر قیمت به خط پایینی کانال برخورد کند و نتواند آن را بشکند و دوباره به داخل کانال باز گردد می توان معامله خرید گرفت. برای کانال نزولی نیز اگر قیمت به خط بالایی کانال برخورد کند و آن را نشکند می توان معامله فروش گرفت.
البته ناگفته نماند اگر قیمت در کانال نزولی به خط پایینی برخورد کند و برگردد نیز معامله گرانی هستند که وارد معامله خرید می شوند. عکس این امر در مورد کانال صعودی نیز صادق است.
✔ روند خنثی در نمودار های تکنیکالی
زمانی که قیمت ها در یک محدوده مشخص شروع به نوسان می کنند میتوان دو خط را به عنوان حمایت و مقاومت برایشان در نظر گرفت. برای انجام معامله در روند خنثی می توان دو نوع استراتژی های معاملاتی در نظر گرفت. یک استراتژی شکست سطوح حمایت و مقاومت و استراتژی دیگر بازگشت قیمت از سطوح حمایت و مقاومت است.
✔ شکست سطوح حمایت و مقاومت
شکست حمایت و مقاومت خود به عنوان سیگنالی برای ورود به معاملات در نظر گرفته می شود. اگر مقاومت شکسته شود می توان وارد معامله خرید و اگر حمایت شکسته شود می توان وارد معامله فروش شد، البته گاهی برای اطمینان، می توان از روند غالبی که پیش از این روند خنثی شکل گرفته است کمک گرفت. بدین صورت که اگر روند غالب صعودی بوده و اکنون مقاومت شکسته شده باشد معامله گر با اطمینان بیشتری معامله خرید می گیرد و اگر روند غالب نزولی بوده و اکنون حمایت شکسته شده باشد معامله گر با اطمینان بیشتری وارد معامله فروش می شود.
✔ برگشت قیمت از سطح حمایت و مقاومت
از آنجا که در روند خنثی هم می توان معامله خرید و هم می توان معامله فروش گرفت، اگر قیمت به حمایت برخورد کند و آن را نشکند می توان معامله خرید و اگر به مقاومت برخورد کند و آن را نشکند نیز می توان معامله فروش گرفت.
★ انجام معامله در خلاف جهت روند
استراتژی های معاملاتی در خلاف جهت روند که به عنوان”معامله گری معکوس” نیز شناخته می شود، یک روش معاملاتی است که در آن معامله گر با معامله در خلاف جهت روند سودهای کوچکی به دست می آورد و در واقع بخش بزرگی از حرکت روند را از دست می دهد. این استراتژی برخلاف استراتژی پیروی از روند است؛ گاهی برخی سهام خوب، بنا به دلایلی به نحوی که باید عمل نمی کنند. بنابراین این سهام با عملکرد ضعیف را که حدس می زنید به زودی رشد خواهد کرد، پیدا می کنید و در تلاش هستید تا آنها را در قیمت پایین و در کف، زمانی که همه در حال فروش آن هستند بخرید و با بالا رفتن قیمت، هنگامی که در سقف قرار گرفت آنها را بفروشید و سود کسب کنید.
در استراتژی های معاملاتی در خلاف جهت روند اگر مسیری که دیگران می روند را دنبال کنید، فرصت های مناسب را از دست می دهید و به سود مورد نظر خود دست نمی یابید. اگر فقط به این دلیل که دیگران سهامی را خریداری کرده اند، شما نیز به سمت آن یورش ببرید موجب می شود دچار ضرر شوید. چون در هنگام خرید دیگران، قیمت ها بسیار بالا می رود و در هنگام فروش دیگران قیمت ها بسیار پایین می آید. به طور مثال، معامله گرانی که در هنگام تشکیل صف فروش، سهم را می خرند و با تشکیل صف خرید، سهم را می فروشند از همین استراتژی پیروی می کنند. آنها با حرکت در خلاف روند غالب امیدوارند پیش از خرید دیگران، خرید خود را انجام دهند و درنهایت فروش بزرگی نصیبشان شود.
✔ استراتژی انجام معامله در خلاف جهت روند
در استراتژی های معاملاتی خلاف جهت روند برای تعیین بهترین ناحیه برای اجرای معاملات می توان از اندیکاتورهای نوع مومنتوم، محدوده های معاملاتی و الگوهای بازگشتی استفاده نمود. معامله گرانی که از این استراتژی استفاده می کنند همیشه باید توجه داشته باشند که سهام می تواند در هر لحظه روند خود را دوباره از سر بگیرد، به همین دلیل باید تکنیک های مدیریت ریسک را به طور جدی رعایت کنند؛ یعنی تا حد امکان ضررها را کوچک نگه دارند و از حد ضررهای مناسب بهره ببرند. به همین علت پیشتر گفته شد که این نوع معامله گران در تلاشند تا در هر معامله سودهای کوچکی از بازار کسب نمایند.
✔ مزایای انجام معامله در خلاف جهت روند
✰ فرصتهای معاملاتی بیشتر: با استفاده از استراتژی پیروی از روند، وقتی معامله گری در بازارهای رونددار برای ورود به معامله فقط به دنبال ایجاد پولبک ها باشد برای مدت زمان طولانی باید دست روی دست بگذارد و منتظر بماند. اما در معامله گری معکوس، معامله گر حتی هنگامی که قیمت در یک محدوده معاملاتی در نوسان است، در سطوح حمایت و مقاومت فرصت های معاملاتی بسیاری زیادی برای خرید و فروش خواهد داشت.
✰ افت های سرمایه کمتر: از آنجا که معامله گران خلاف جهت روند سودهای کمتر، اما به صورت منظمی، کسب می کنند نسبت به معامله گران پیرو روند با افتهای سرمایه کمتری نیز مواجه خواهند شد.
✔ محدودیتهای معامله در خلاف جهت روند
✰ کمیسیون ها: هر چه ورود و خروج به بازار بیشتر باشد، هزینه های معاملاتی بیشتری در پی خواهد داشت.
✰ اهمیت زمان: معامله گران خلاف جهت روند باید به طور مرتب بر بازار نظارت داشته باشند تا بهترین نقاط ورود و خروج برای معاملات خود را پیدا کنند. که البته می توانند با انجام خودکارسازی معاملات بر این مشکل فائق آیند.
✍ سخن پایانی
چه معامله گر پیرو روندی باشید که در بازارهای دارای روند مشغول معامله در جهت روند هستید و چه معامله گر معکوسی باشید که به فلسفه معروف “روند دوست شماست” اعتقادی ندارید، به طور قطع هدفتان کسب سود از بازارهای سرمایه است. این امر میسر نمی شود مگر آنکه بدون داشتن تعصب نسبت به استراتژی های معاملاتی ، قوانین مربوط به خود را وضع نمایید که در آن از مدیریت ریسک قوی استفاده کنید و بدانید که در معامله گری سادگی حرف اول را میزند، بنابراین قوانین خود را پیچیده نکنید.
رسم کانال در تحلیل تکنیکال؛ یافتن محدوده قیمتی سهام با دو خط موازی
تحلیل تکنیکال همواره به دنبال یافتن قانونهای نمودارهای قیمتی است. همانگونه که میتوان با ترسیم خط روند، حرکتهای صعودی، نزولی یا حتی خنثی را در یک سهم بررسی کرد، میتوان از ابزار دیگری نیز به این منظور بهره برد. رسم کانال در تحلیل تکنیکال از جمله ابزارهایی است که در بررسی رفتار سهام جایگاه ویژهای دارد. آموزش کشیدن کانال در تحلیل تکنیکال به شما کمک میکند که نقاط ورود و خروج مناسب را در سهام مختلف به دست آورید. بنابراین ابتدا توضیح میدهیم که کانال در تحلیل تکنیکال چیست و چه معنایی دارد. سپس رسم کانال در نمودار سهام را آموزش میدهیم و بر اساس آن، موقعیتهای خرید و فروش را شناسایی میکنیم.
بیشتر بخوانید
مفهوم کانال در تحلیل تکنیکال چیست؟
کانال قیمت (Price Channel) به محدوده دو خط موازی گفته میشود که نمودار سهام در میان آن دو خط نوسان میکند. کانال میتواند به شکل صعودی یا نزولی باشد. کانالی که در تصویر بالا مشاهده میکنید، یک کانال صعودی است. برای رسم کانال در تحلیل تکنیکال لازم است که کفها و سقفهای قیمتی به هم متصل شوند.
معمولا معاملهگران و تحلیلگرانی که با استفاده از تحلیل تکنیکال در پی یافتن مومنتوم و مسیر پرایس اکشن در سهام مختلف هستند، آموزش کشیدن کانال در تحلیل تکنیکال را فرا میگیرند و از آن بهره میبرند.
اعتبار کانال در تحلیل تکنیکال
سوالی که در رسم کانال در تحلیل تکنیکال پیش میآید این است که به چند نقطه برای انجام این کار نیازمندیم. زمانی که میخواهیم کانالی معتبر ترسیم کنیم، به پنج نقطه نیاز داریم. به این ترتیب میتوانیم استراتژیهای مختلفی را بر اساس کانال ترسیمی پیاده کنیم. البته بهتر است به این مطلب هم اشاره کنیم که برخی معتقدند با در دست داشتن چهار نقطه نیز میتوان کانال را ترسیم کرد. اما نکته اینجاست که هر چه تعداد نقاط بیشتر باشد، به اعتبار کانال ترسیمی نیز افزوده خواهد شد.
به عنوان یک نکته دیگر باید به این مسئله هم اشاره کرد که کانالهایی که شیب کمتری دارند معتبرتر از سایر کانالها هستند. همچنین به طور کلی هرچه سهم در مدت طولانیتری در کانال حرکت کند، این امر خبر از معتبرتر بودن کانال میدهد. در نتیجه میتوان تثبیت روند سهم را از این مسئله برداشت کرد.
انواع کانال در تحلیل تکنیکال
کانالها یا صعودی هستند، یا نزولی و یا افقی. در ادامه سه مثال از سه سهم با روند نزولی، صعودی و خنثی ارائه میکنیم تا بیشتر با این مسئله آشنا شوید.
کانال صعودی
تصویری که مشاهده میکنید مربوط به سهامی است که مطابق با یک روند صعودی حرکت میکند. زمانی که کفها و سقفهای یک کانال را به هم متصل کنید، میتوانید کانال سهام را ترسیم کنید. همانگونه که در تصویر هم با علامتهای قرمزرنگ مشخص است، میبینید که کانال دارای پنج نقطه برخورد است. این مسئله اعتبار بالای کانال را نشان میدهد. به این ترتیب میتوانید با مشخص کردن حدضرر در کف کانال، دارایی را خریداری کنید. در ادامه پس از کسب بازدهی، میتوانید سهام خود را در سقف کانال به فروش برسانید و سود خوبی از این طریق کسب کنید.
بیشتر بخوانید
کانال نزولی
تصویری که در این بخش مشاهده میکنید مربوط به یک روند نزولی است. در اینجا هم مطابق با اصول رسم کانال در تحلیل تکنیکال، سقفها و کفها به هم متصل شدهاند. مجددا میبینید که در این کانال نیز پنج برخورد داریم که اعتبار کانال را نشان میدهد. معمولا در روند نزولی توصیه به خرید سهام نمیشود. اما میتوان در کف کانال خرید را انجام داد و در سقف کانال دارایی را به فروش رساند. این مسئله به استراتژی معاملاتی ادامه روند در کانال نزولی شما بستگی دارد.
کانال افقی
مشخص است که منظور از کانال افقی در تحلیل تکنیکال چیست. کانال افقی یا خنثی کانالی است که قیمت سهام در آن در محدوده دو خط افقی نوسان دارد. این امر نشان از یک بازار بدون روند دارد.
نحوه رسم کانال در تحلیل تکنیکال به کمک سه نقطه
با توجه به مطالبی که ارائه شد، دانستیم که مفهوم کانال در تحلیل تکنیکال چیست. پیشتر گفتیم برای ترسیم کانال قیمت به چهار یا پنج نقطه نیاز داریم. اما زمانی که سه نقطه را در اختیار داشته باشیم، میتوانیم نقاط آتی سهام را در یک کانال تشخیص دهیم. گاهی ممکن است یک کانال ترسیم کرده باشیم ولی سهام تنها در یک سمت آن حرکت کند. یعنی ممکن است نوسان قیمت تنها در سمت کف کانال اتفاق بیفتد و نمودار سهام به سمت بالای کانال حرکت نکند. به این ترتیب میتوان با توجه به نکتهای که در ادامه بیان میشود، سقف کانال را تشخیص داد.
به تصویر زیر دقت کنید. در این تصویر میبینید که کانال بر روی ضلع پایینی که خط روند حمایتی سهم است، ترسیم شده است.
مشخص است که تنها یک نقطه به عنوان نقطه حداکثری در سهم وجود دارد که با حرف A مشخص شده است. به این ترتیب سقف کانال را با تکیه بر همین نقطه ترسیم کردهایم. حال به کمک این خط میتوانیم نقاط حساس B و C را نیز شناسایی کنیم. با نگاهی به نمودار متوجه میشوید که سهم در نقطه B نتوانسته است مقاومت کانال را بشکند. اما در نقطه C این اتفاق همراه با حجم معاملات بالا رخ داده است.
با توجه به شکست روند که منجر به شکست کانال میشود، این احتمال وجود دارد که عرض کانال رشد کند. همانطور که در تصویر میبینید، این مسئله در ادامه اتفاق افتاده و سهم قیمتهای بالاتری را لمس کرده است.
بیشتر بخوانید
روند کانال قیمت به چه صورتی تشخیص داده میشود؟
آنچه که نشاندهنده صعودی یا نزولی بودن روند کانال است، شیب نمودار قیمت است. زمانی که کانال قیمت صعودی است این امر نشاندهنده وجود خط روندی با شیب مثبت و روبه بالاست. این مسئله نشان میدهد که روند قیمت به گونهای است که شاهد افزایش قیمت در سهام هستیم.
اما زمانی که قیمت سهام روند نزولی را تجربه میکند، کانال نزولی خواهد بود. یعنی نمودار سهم با هر تغییر با افت قیمت مواجه میشود و از میزان ارزش دارایی کاسته میشود. با این تفاسیر میتوان دریافت که فایده استفاده از کانال در تحلیل تکنیکال چیست. خطوط حمایت و مقاومت که محدوده کانال را مشخص میکنند، میتوانند سیگنالهایی صادر کنند. به این ترتیب معاملهگر میتواند از این سیگنالها استفاده کند و سرمایهگذاریهای سودآوری را بر این اساس انجام دهد. معاملهگران علاوه بر توجه به شکست کانال، میتوانند داخل کانال نیز به معامله بپردازند.
با خروج سهم از کانال چه اتفاقی میافتد؟
در چنین شرایطی دو حالت پدید میآید. سهم یا سقف کانال را میشکند یا کف آن را. اگر نمودار از سمت بالای کانال خارج شود، نشاندهنده حرکت صعودی است. به این ترتیب هدف قیمتی به اندازه عرض کانال خواهد بود.
اما زمانی که نمودار قیمت از کف کانال خارج شود، مشخص است که هدف قیمت به سمت پایین حرکت خواهد کرد. میزان آن مجددا به اندازه عرض کانال خواهد بود.
درک مفهوم کانال قیمت در تحلیل تکنیکال
کانال قیمت در تحلیل تکنیکال با وجود دو نیروی عرضه و تقاضا شکل میگیرد. میزان عرضه و تقاضاست که میتواند موجب ایجاد روند نزولی، صعودی یا خنثی شود. این دو نیرو میتوانند کانال را در بلندمدت تشکیل دهند. زمانی که عرضه بر تقاضا پیشی بگیرد، کانال نزولی خواهد بود. اما اگر تقاضا بیشتر از عرضه باشد، کانال یک روند صعودی را طی میکند. کانالها در بازههای زمانی متفاوتی پدید میآیند. کانال قیمت میتواند در اوراق بهاداری نظیر معاملات آتی، صندوق سرمایهگذاری، صندوق قابل معامله و سایر موارد نیز ایجاد شود.
بیشتر بخوانید
تکنیکالیستها از الگوهای نموداری بسیار استقبال میکنند. آنها از این الگوها بهره میبرند تا بتوانند در معاملات تصمیمگیری بهتری انجام دهند. زمانی که پرایس اکشن در یک سهام، چند کف و سقف ایجاد کند که بتوان یک الگوی مشخص را به این روش تشخیص داد، با ترسیم این سقفها و کفها، کانال قیمت ایجاد میشود.
کاربردهای کانال در تحلیل تکنیکال
شکسته شدن یکی از دو خط اصلی کانال، نشانه تغییرات مهم در سهام است. خط روند اصلی در کانالهای صعودی خط کف کانال و در کانالهای نزولی، خط سقف کانال است. اگر کانال صعودی در جهت نزولی شکسته شود، مفهوم آن ادامه روند قیمت در جهت مخالف کانال (یعنی نزولی) است. به این ترتیب برخی از معاملهگران پس از برخورد نمودار قیمت با سقف کانال صعودی، اقدام به فروش میکنند. البته این احتمال نیز وجود دارد که کانال همسو با روند فعلی خود نیز شکسته شود و با شتاب بیشتر به روند کنونیاش ادامه دهد.
یکی دیگر از کاربردهای کانال این است که میتوان بر اساس آن به ضعیف بودن روند پی برد. گاهی نمیتوان کانال را به وسیله نقطههایی که در سهم وجود دارد، ترسیم کرد. به این ترتیب این مسئله اخطاری است که خبر از ضعف روند میدهد. در شکل زیر میبینید که قیمت نتوانسته است در نقطه پنج به سقف کانال برسد. به همین دلیل یک اخطار زودهنگام از این مسئله برداشت میشود.
این اخطار نشان میدهد که احتمال دارد روند معکوس شود. به این ترتیب احتمال شکسته شدن خط روند اصلی کانال افزایش پیدا میکند. باید به این نکته توجه شود که در صورتی که نمودار قیمت نتواند خط روند سقف در کانال صعودی یا خط روند کف در کانال نزولی را لمس کند، احتمال شکسته شدن کانال در روند معکوس روند فعلی افزایش مییابد.
به این ترتیب اگر در یک روند صعودی قیمت نتواند به سقف کانال برسد، این مسئله نشان میدهد که باید یک خط حمایتی جدید رسم شود. در چنین شرایطی، باید خطی مماس با نقاط ۳ و ۵ رسم شود و در گام بعدی، خطی موازی با آن از نقطه ۴ کشیده شود تا کانال قیمتی تازهای به دست آید.
تحلیل کانال قیمت
حال که دریافتیم کانال چیست و رسم آن در تحلیل تکنیکال چگونه انجام میشود، باید بتوانیم کانال را به درستی تحلیل کنیم. پس از توجه به اصول رسم کانال در تحلیل تکنیکال و شناسایی صحیح محدوده کانال، باید به روشهای مختلفی روی آوریم تا بتوانیم با استفاد از ابزارهای در دسترس، سودآوری خوبی داشته باشیم. سرمایهگذاران معمولا بیشتر سود خود را از سهامی دریافت میکنند که مسیر قیمتی مشخصی را در کانال دنبال میکند. در روندهای صعودی با تشخیص موقعیت خرید صحیح میتوان به سودهای فراوانی دسترسی پیدا کرد.
زمانی که کانال قیمت ترسیم میشود، سرمایهگذار چنین انتظار دارد که سهام با نزدیک شدن به محدوده پایین کانال، مجددا روندی صعودی را تجربه کند. چنین مسئلهای به سرمایهگذار کمک میکند تا سهام را در قیمت پایین خریداری و از این مسئله کسب سود کند. در تصویر زیر میتوانید کانال قیمت یک سهم را مشاهده کنید.
در یک کانال صعودی، سرمایهگذاری که پیشبینی میکند سقف کانال شکسته خواهد شد، اقداماتی را با توجه به این امر در نظر میگیرد. شکست سقف کانال موجب افزایش قیمت دارایی میشود. به این ترتیب سهامدار داراییهای خود را نگهداری میکند تا بتواند سود بیشتری کسب کند. اما زمانی که سهام در محدوده کانال نوسان کند و نتواند سقف را بشکند، میتوان دارایی را فروخت. همچنین میتوان یک معامله شورت را هنگامی که قیمت در سقف کانال قرار دارد، انجام داد و به سود رسید. منظور از شورت کردن آن است که معاملهگر دارایی را در قیمتی مناسب بفروشد؛ به آن امید که بتواند در آینده و با ریزش سهم، آن را در قیمتی پایینتر خریداری کند.
آیا از کانال قیمت نزولی هم میتوان سودآوری کرد؟
قطعا بله. هنر یک معاملهگر آن است که دقیقا در شرایطی سودآوری کند که باقی افراد از آن عاجزند. در یک کانال نزولی، معامهگر مترصد آن است که به محض رسیدن قیمت به محدوده سقف کانال، معامله را شورت کند. چنانچه قیمت به پایین کانال برسد و کمتر شود، سهامدار میتواند با خرید مجدد همان سهم در قیمت پایینتر به سود برسد.
به علاوه سهامدار میتواند در یک کانال نزولی، با پیشبینی شکست کانال در جهت صعودی، سهامی را خریداری کند. سپس با رشد قیمت، آن را به فروش برساند و کسب سود کند. برخی از معاملهگرانی که ریسکپذیرتر هستند، با استفاده از تحلیل تکنیکال در جهت مخالف روند حرکت میکنند. این امر بسیار خطرناک است و میتواند سهامدار را متضرر کند. طبیعی است که در صورت سودآوری، میزان سود نیز در این روش بسیار بالا خواهد بود.
خلاصه چند نکته مهم در مورد کانال قیمت
- تشکیل کانال در تحلیل تکنیکال در شرایطی انجام میشود که قیمت میان دو خط موازی در نوسان باشد. این نوسان میتواند به شکل افقی یا خنثی باشد یا اینکه از روندی نزولی یا صعودی تبعیت کند.
- به کمک کانالها میتوان خطوط روند را در نمودار سهام ترسیم کرد.
- از کانالهای قیمت میتوان به منظور شناسایی شکست خطوط مقاومت و حمایت استفاده کرد. زمانی که قیمت سهام با خط روند بالایی برخورد کند، شاهد شکست مقاومت هستیم. به همین ترتیب برخورد نمودار قیمت با خط روند پایینی به منزله شکست حمایت سهام است.
- به این ترتیب معاملهگران میتوانند در خصوص فروش سهام خود در هنگام نزدیک شدن نمودار قیمت به سقف کانال تصمیم بگیرند. همچنین میتوانند با نزدیک شدن نمودار قیمت به خط روند پایینی، اقدام به خرید دارایی کنند و به این طریق سودآوری داشته باشند.
- الگوی کانال حتما باید در میان دو خط موازی ترسیم شود. در غیر این صورت هیچگونه اعتباری نخواهد داشت.
- معامله بر اساس کانال امری ساده است. زمانی که قیمت در کف کانال قرار دارد، باید چشمانتظار افزایش قیمت باشیم. به همین ترتیب با قرار گیری نمودار قیمت در سقف کانال، احتمال ریزش قیمت وجود دارد. در این شرایط تعیین حد ضرر را میتوان مساوی با برگشت سهم به داخل کانال در نظر گرفت.
- معمولا شکست در کانال نزولی، از سقف اتفاق میافتد و در کانال صعودی از کف. به این ترتیب چنانچه شاهد شکست سقف در یک کانال صعودی باشیم، احتمال دارد که شکست فیک باشد. همچنین با شکست کانال نزولی از کف، ممکن است سهم دوباره به داخل کانال برگردد. دراین شرایط، بهتر است معاملهای انجام ندهید. البته این مسئله تنها احتمال است و قطعیتی در کار نیست.
- پس از شکست کانال، سهم میتواند به اندازه عرض کانال در همان جهت به حرکت خود ادامه دهد. حد سود در این شرایط میتواند به اندازه عرض کانال باشد.
بیشتر بخوانید
جمعبندی
دراین مطلب آموختیم که منظور از کانال در تحلیل تکنیکال چیست. گفتیم که کانالها یکی از تکنیکهای مفیدی هستند که میتوانند محدوده قیمتی مناسب را برای ورود به دارایی و خروج از آن به ما معرفی کنند. این ابزار به خط برگشت هم مشهور است و حالت خاصی از خط روند را نمایش میدهند. با اتصال سقفها و کفها میتوان دو خط موازی به دست آورد که نمودار قیمت داخل این محدوده حرکت میکند. به محدوده مابین این دو خط موازی، کانال گفته میشود. برای آنکه یک کانال معتبر ترسیم کنیم، نیازمند حداقل چهار یا پنج نقطه هستیم.
کانالها ابزارهای اندازهگیری در تحلیل تکنیکال هستند. زمانی که قیمت سهم از خطوط حمایت و مقاومت عبور میکند، معمولا به اندازه عرض کانال تغییر میکند. به این ترتیب تحلیلگران میتوانند با اندازهگیری عرض کانال، قیمتهای هدف را به دست آورند. فراموش نکنید که خط روند اصلی بسیار معتبرتر و قابل اطمینانتر از خط کانال است. میتوان چنین بیان کرد که خط کانال یکی از کاربردهای فرعی خطوط روند است. اما خط روند خود کاربردهای فراوانی دارد و از این رو مورد توجه تکنیکالیستها قرار میگیرد.
تشخیص تغییر روند با مشاهده شکست خط روند
برای تشخیص تغییر روند؛ اولین اتفاقی که باید رخ دهد تا تحلیل گر شروع به بررسی این موضوع کند، شکست خط روند است. شکست خط روند در پرایس اکشن به تنهایی نمایانگر تغییر روند در یک نمودار نیست، اما یکی از نشانه های مهم تغییر روند به شمار می رود. ما بعد از اینکه متوجه شکست خط روند شدیم به دنبال دو اتفاق دیگر نیز هستیم تا مطمئن شویم روند تغییر پیدا کرده است. با این مقاله ما را همراهی کنید تا به سادگی تشخیص دهید که آیا روند ادامه دار است یا به انتهای روند رسیده ایم.
- شکست خط روند
- حرکت بعد از شکست خط روند
- تشخیص تغییر روند با مشاهده 3 رخداد
شکست خط روند
هنگامی که قیمت در برخورد با خط روند بجای بازگشت بتواند از آن عبور کند به این عمل شکست خط روند گفته می شود. لازم است متذکر شویم که شکست خط روند هیچ شرطی جز عبور قیمت از آن را ندارد. البته به این نکته دقت کنید که خط روند نیز یک خط باریک نیست، بلکه پهنا دارد که شما با تمرین خود به آن پی خواهید برد.
حرکت بعد از شکست خط روند
وقتی که قیمت خط روند را می شکند، اکثرا به همان خط پولبک زده و سپس ادامه حرکت می دهد، این حرکت را تا حمایت و یا مقاومت بعدی ادامه خواهد داد. در خطوط بادبزنی اغلب وقتی یکی از خط روندها می شکند، قیمت خود را به خط روند بعدی می رساند. اما این سوال که آیا ما بعد شکست خط روند ترید کنیم یا نه؟ جواب خیر است چرا که برای ورود به ترید فقط شکست خط روند کافی نیست و انشالله در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
تغییر روند در تحلیل تکنیکال
خوب اگر از کاربران سایت ما هستید و مقالات ما را دنبال می کنید شاید به این سوال رسیده اید که چرا باید های و لوها (سقف و کف) را مشخص کرده، بعد از آن نرمالیزه نموده و سپس خط روند را کشید؟ همه این کارها برای چه منظوری انجام می شود؟ در این مقاله به جواب خود خواهید رسید چرا که ما در نظر داریم، با استفاده از این اطلاعات بدست آمده به سوالاتی مانند کی تغییر روند ایجاد می شود؟ از این تغییر روند چه استفاده هایی باید نمود؟ پاسخ دهیم.
تشخیص تغییر روند با مشاهده 3 رخداد
تریدرها بعد از اینکه خط روند ها را رسم نمودند در جایی متوجه خواهند شده که خط روند شکسته شده، و این همان زنگ آماده باش برای تریدر می باشد که خود را برای تغییر روند در حرکت قیمتی آماده کند. شکسته شدن خط روند به تنهایی نشانه تغییر روند نمی باشد، برعکس بسیاری از مطالبی که خود شخصا در جاهای مختلف با آن مواجه شده ام. شکسته شدن خط روند فقط یک هشدار بوده و به هیچ وجه نمی تواند خبر از تغییر روند حرکتی دهد و آن را تایید نماید.
بعد از شکسته شدن خط روند بنده می خواهم 2 نکته را به شما بگویم که اگر این دو نیز اتفاق افتاد می گوییم که تغییر روند اتفاق افتاده است.
1- بعد شکسته شدن خط روند در روند های نزولی قیمت بایستی های (سقف) قبلی را بزند و در روند های صعودی بایستی قیمت لوی (کف) قبلی خود را دیده باشد.
2- بعد از اینکه های و یا لوی قبلی خود را زد در روندهای نزولی نباید لوی پایین تر از لوی قبلی داشته باشد . در روندهای صعودی نباید هایی بلاتری از های قبلی داشته باشد.
3 نکته در تغییر روند پرایس اکشنی از صعودی به نزولی؛ در این حالت بایستی سه اتفاق زیر بیفتد
- خط روند نهایی شکسته شود
- آخرین لوی روند قبلی زده شود
- های تشکیل شده بالاتر از آخرین های قبلی پایین تر باشد.
3 نکته در تغییر روند پرایس اکشنی از نزولی به صعودی؛ در این حالت بایستی سه اتفاق زیر بیفتد
- خط روند نهایی شکسته شود
- آخرین های (قله) روند قبلی زده شود
- لوی تشکیل شده بالاتر از آخرین لوی قبلی بالاتر باشد.
تغییر روند پرایس اکشنی از نزولی و یا صعودی به ساید؛ در برخی موارد روند برعکس نمی شود در واقع به طور موقتی بازار در بلاتکلیفی به سر می برد.
استفاده از تغییر روند در ترید کردن
حال که شما توانستید تشخیص بدهید که روند تغییر کرده، در واقع شما اصل کار را انجام داده اید. چرا که اگر در بازار های یکطرفه فعالیت دارید مانند بورس ایران بایستی در تغییر روند از نزولی به صعودی خرید کنید. و در تغییر روند از صعودی به نزولی بایستی پول خود را از آن سهام بیرون بکشید. و اگر در بازار های دو طرفه مانند فارکس ترید می کنید، تغییر روند یعنی اینکه شما نسبت به خرید و یا فروش اقدام کنید یعنی اوردر بای یا سل بگیرید.
سوالات متداول در مورد تغییر روند
در حالت زنده بازار که هنوز نمودار در حال شکل گیری است از کجا بدانیم که های یا لو تشکیل شده است یا هنوز نه؟
برای تشخیص این که های یا لو تشکیل شده یا هنوز نه، بایستی به تایم فرم های پایین تر رفت تا متوجه شد که کجا احتمال دارد که های یا لو باشد.
در بورس ایران که صف خرید و یا فروش ایجاد می شود و از طرفی برای تشخیص اینکه روند تغییر کرده یا نه مدت زمانی باید بگذرد چه باید کرد؟
منظور سوال این است که در بورس ایران قبل از اینکه تاییدیه های تغییر روند رخ دهد اکثرا صف خرید و یا فروش درست شده است و نمیشه وارد و یا از سهمی خارج شد حال چه کنیم. در پاسخ به این سوال باید گفت که در این چنین بازار هایی علاوه بر تحلیل تکنیکال بایستی از روش های دیگر نیز استفاده کرد. که در این مورد بهترین روش برای تشخیص استفاده از دانش و یا روش تابلو خوانی است.
دیدگاه شما